تبليغاتX
" آیا باید کاری کرد ؟!!!!!!!!!!!!؟ "
 

"مدیریت این مکان موقتا در دسترس نمی باشد "

 

... بنده ی تنهاییم تا زنده ام

گوشه ای دور از همه جوینده ام

می کشد جان را هوای روی یار

از چه با غیر آورم سر روزگار ؟

من ندارم یار زین دونان کسی

سالها سر برده ام تنها بسی

من یکی خونین دلم ، شوریده حال

که شد آخر عشق جانم را وبال

سخت دارم عزلت و اندوه "دوست"

گر چه دانم دشمن سخت من اوست

من چنان گمنامم و تنهاستم

گوییا یکباره ناپیداستم

کس نخوانده ست ایچ آثار مرا

نه شنیده ست ایچ گفتار مرا

اولین بار است اینک ، کانجمن

شمّه ای می خواند از اندوه من :

شرح "عشق" و شرح "ناکامی" و "درد"

قصه ی رنگ پریده ، خون سرد .

من از این دونان شهرستان ، نیم .

خاطر پر درد کوهستانیم

کز بدی بخت ، در شهر شما

روزگاری رفت و هستم مبتلا !

هر سری با عالم خاصی خوش است !

هر کرا یک چیز خوب و دلکش است

زندگی در شهر فرساید مرا

صحبت شهری بیازارد مرا !

خوب دیدم شهر و کار اهل شهر

گفته ها و روزگار اهل شهر

صحبت شهری پر از عیب و ضر است

پر ز تقلید و پر از کید و شر است

شهر باشد منبع بس مفسده

بس بدی ، بس فتنه ها ، بس بیهده !

تا که این وضع است در پایندگی

نیست هرگز شهر جای زندگی ...

زین تمدن خلق در هم اوفتاد

آفرین بر وحشت اعصار باد !

شهر درد و محنتم افزون نمود

این هم از "عشق" است ، ای کاش او نبود !

من هراسانم بسی از کار "عشق"

هر چه دیدم ، دیدم از کردار "عشق" .

 

نیما یوشیج - قصه ی رنگ پریده - 1299 شمسی


+ نوشته شده در یکشنبه 1387/09/24ساعت 0:44
توسط علی.قاف موضوع: |

safir7

علی.قاف

safir7

http://safir7.blogfa.com

" آیا باید کاری کرد ؟!!!!!!!!!!!!؟ "

" آیا باید کاری کرد ؟!!!!!!!!!!!!؟ "

" آیا باید کاری کرد ؟!!!!!!!!!!!!؟ "

من اکنون احساس می کنم ،
بر تل خاکستری از همه ی آتش ها و امیدها و خواستن هایم ،
تنها مانده ام.
و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم .
و اعماق آسمان را می نگرم .
و خود را می نگرم .
و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ ،
این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است ،
و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر ،
که " تو این جا چه می کنی ؟ "
امروز به خودم گفتم :
من احساس می کنم ،
که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد .
همین و همین.

" معلم شهید انقلاب
دکتر علی شریعتی مزینانی"

--------------------------------

عشق، ایمان، امید و آرمانها ،
معنا و دینامیسم حرکت تاریخند.
وفاداری به این ارزشها، ما را
به جستجو و خلق الگوهای جدید وا میدارد.

این وظیفه و مسئولیت امروزی ماست.

" استاد سارا شریعتی مزینانی "

--------------------------------

به خاطر خودمان و به خاطر انسانیت رفقا!
باید پوست نویی ساخت.
باید اندیشه نویی را شکوفاند و بارور کرد.
باید برای بوجود آوردن انسانی نو
به تلاش برخاست.

" فرانتس فانون "

" آیا باید کاری کرد ؟!!!!!!!!!!!!؟ "

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog